نازنینم ، امشب هم با یاد تو سر می کنم
با سرشک چشم دل جان را معطر می کنم
با سرشک چشم دل جان را معطر می کنم
می شود مهمان قلبم خاطرات هر شبت
دیده ام را در فراق روی تو تر می کنم
از شرار عشق تو آتش گرفته جان من
در تبت می سوزم و شب را منور می کنم
من که از هجر رخت مجنون ترین دلداده ام
با همين دیوانگی هم فکر بهتر می کنم
لیلی معشوقه را رسوای عالم کرده ای
بهر سودای غمم با عشق تو سر می کنم
باز در محراب عشقت می نشینم تا سحر
با وضوی خون نماز عشق دیگر می کنم
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم دی ۱۳۹۵ ساعت 0:28 توسط معصومه
|