پاییز دوست داشتنی و دورهمی های دوستانه در چهار فصل سال کنار دلهای پاییزی
 

بزن باران بهاری کن فضا را
بزن باران و تر کن قصه ها را
بزن باران که از عهد اساطیر
کسی خواب زمین را کرده تعبیر
بشارت داده این آغاز راه است
نباریدن دلیل یک گناه است
بزن باران به سقف دل که خون است
کمی آنسوتر از مرز جنون است
بزن باران که گویی در کویرم
به زنجیر سکوت خود اسیرم
بزن باران سکوتم را به هم زن
و فردا را به کام ما رقم زن
بزن باران به شعرم تا نمیرد
در آغوش طبیعت جان بگیرد
بزن باران، بزن بر پیکر شب
بر ایمانی که می سوزد در این تب
به روی شانه های خسته ی درد
به فصل واژه های تلخ این مرد
بزن باران یقین دارم صبوری
و شاید قاصدی از فصل نوری
بزن باران، بزن عاشق ترم کن
مرا تا بی نهایت باورم کن
 


برای هم دعا کنیم که صبور باشیم🍂 
از روزگار و سختیهایش نترسیم، همه سالم و 
سلامت بمانند و در نهایت عاقبتمان ختم به خیر شود...

 


مردمی که
فکرشان آزاد نیست
هیچگاه
آزاد نخواهند شد
بلکه به وسعت تفکرشان
قفسی دیگرراتجربه خواهند کرد...


گل می رود از بستان بلبل ز چه خاموشی

وقت است که دل زین غم بخراشی و بخروشی



ای مرغ بنال ای مرغ آمد گه نالیدن 
گل می سپرد ما را دیگر به فراموشی



آه ای دل ناخرسند در حسرت یک لبخند 
خون جگرم تا چند می نوشی و می نوشی



می سوزم و می خندم ، خشنودم و خرسندم 
تا سوختم چون شمع می خواهی و می کوشی



تو آبی و من آتش وصل تو نمی خواهم 
این سوختنم خوش تر از سردی و خاموشی

داغ عشق تو خون شد دل چو لاله ی من 
فغان که در دل تو ره نیافت ناله ی من 

مرا چو ابر بهاری به گریه آر و بخند 
که آبروی تو ای گل بود ز ژاله ی من 

شراب خون دلم می خوری و نوشت باد 
دگر به سنگ چرا می زنی پیاله ی من 

چو بشنوی غزل سایه چنگ و نی بشکن 
که نیست ساز تو را زهره سوز ناله ی من

 


چه غریب ماندی ای دل ! 
نه غمی ، نه غمگساری
نه به انتظار یاری ،
نه ز یار انتظاری
غم اگر به کوه گویم
بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری..

زندگی... ساختنی ست...
نه ماندنی... 
بمان برای "ساختن" 
نساز برای "ماندن". 
منتطرنباش... کسی برایت گل بیاورد!
خودت خاک را زیرو رو کن...
بذر را بکار... از آن مراقبت کن... 
"گل خواهد داد" 
همیشه برای چیزی که میخواهی تا اخرین نفسهایت تلاش کن. 
و بدان که به ان دست خواهی یافت....


وقتی خانه تکانی می کنی چیزهایی پیدا 
می شوند که 
مدتی برای پیدا کردنشان زمین و زمان را بهم ریخته ای و از نبودنشان اعصابت خط خطی بود.
وقتی که آن گمشده ها را میبینی، 
میبینی که زندگی بدون آنها هم جریان خود را داشته
دنیا هم همینطور است...
امروز هستیم، فردا نه!

در نبودمان جایگزینهایی هستند که دنیا از حرکت نایستد!
خانه تکانی این مزیت را دارد که به ما یاد می دهد که هیچ تقدیری فاجعه نیست
باور کنید...

امیدوارم از ما جز نیکی چیزی بیاد ها نماند....


یکی هم باید بین تمام این چند میلیارد آدم باشد 
روحت را آرام نوازش کند
که دستش را زیر تمام اتفاق های بد روزگارانت بگیرد تا نیفتند...
که روحش قوی باشد....
بتواند تمام کارهای انجام نداده ات را 
با تو امتحان کند و تا اخر دنیا با تو بیاید....
به دور از ترس
یا هرچه که اسمش گناه و تزویر است....
یکی باید بین همه ی این آدمها وجود داشته باشد که چشمانش با همه فرق کند...
که وقتی حرف میزند تن صدایش قلبت را آرام و آرامتر کند...
یکی که نگاهش خاص باشد 
و تا آخر عمرت هرجا باهر کسی مینشینی فقط بگویی:
نگاهش.....نگاهش....
کسی که تو را در این خفقان زندگی کسالت آور بردارد ببرد یک گوشه ای...
تو را بنشاند....
بگوید:چت شده لعنتی قشنگ من!
یکی باید بین اینهمه آدم باهمه فرق کند...!


از بزرگی پرسیدند: شگفت انگیز ترین رفتار انسان چیست؟

پاسخ داد: از کودکى خسته مى شود ،براى بزرگ شدن عجله مى کند و سپس دلتنگ دوران کودکى خود مى شود .

ابتدا براى کسب مال و ثروت از سلامتى خود مایه مى گذارد سپس براى باز پس گرفتن سلامتى از دست رفته پول خود را خرج مى کند.

طورى زندگى مى کند که انگار هرگز نخواهد مرد، و بعد طورى مى میرد که انگار هرگز زندگى نکرده است .
انقدر به آینده فکر مى کند که متوجه از دست رفتن امروز خود نیست، در حالى که زندگى گذشته یا آینده نیست، زندگى همین حالاست.