دیشب داشتم حمیرا گوش میدادم
متن شعرشو پست کردم که میگه 
شاید امشب به طلوع صبح فردا نرسه 
یعنی کم مونده بود بچه ها زنگ بزنن اتشنشانی بگن این یارو میخواد خود کشی کنه 😂
چند نفرم اومدن منو اروم کنن که خودشون رو تا صبح دلداری دادم نکنه خدایی نکرده بلایی سرشون بیاد 😄
اغا من هی میگم پست عاشقانه و شاعرانه بهم نمیاد میگید نه ، خدارو شکر تلفات نداشتیم
-


ای قلم خاموش شو وقت فراموشی شده
ذهن من ساکت بمان ,دوران خاموشی شده

این غزل را هم بگو و بعد از آن تنها بمان
بعد از این حرفی نزن ایام مخدوشی شده

هی تو گفتی حرف حق را ,گو کسی اینجا نبود
دست از گفتن بدار,عصر خطا پوشی شده

از هزاران هم یکی میلش به هشیاری نبود
این جماعت میلشان دایم به مدهوشی شده

حیف از عمر و جوانی,حیف از این زندگی
عشق هم در بین ما تنها هم آغوشی شده

کاش دستت بشکند شعری نگویی بعد از این
تا به خود آیی ببینی,شعر, پاپوشی شده..


گاهی اوقات 
حسرت تکرار یک لحظه دیوانه کننده ترین حس دنیاست.

 


از دنیا نگو، 

از خلق نگو، 

از خودت هم نگو،

از خدا بگو ... 

چند وقت که تنها از خدا بگویی
اگر غیر از او چیزی هم وجود داشته باشد
از یادت می‌رود و غیر او را فراموش می‌کنی.

عکس از:آقای رضا آقاپور

 

مکن سرگشته آن دل را ،که دست آموز غم کردی 
به زیر پای هجرانش ، لگدکوب ستم کردی

قلم بر بی‌دلان گفتی نخواهم راند و هم راندی
جفا بر عاشقان گفتی نخواهم کرد و هم کردی

بَدَم گفتی و خرسندم ، عفاک الله نکو گفتی 
سگم خواندی و خشنودم ، جزاک الله کرم کردی

چه لطفست این که فرمودی ،مگر سبق اللسان بودت 
چه حرفست این که آوردی ،مگر سهوالقلم کردی

عنایت با من اولی تر که تادیدم جفا دیدم 
گل افشان بر سر من کن ، که خارم در قدم کردی

غنیمت دان اگر روزی به شادی دررسی ای دل 
پس از چندین تحمل‌ها ، که زیر بار غم کردی

شب غم‌های سعدی را ، مگر هنگام روز آمد؟ 
که تاریک و ضعیفش چون ، چراغ صبحدم کردی....!!