+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 15:52 توسط معصومه
|
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را
مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرآیندش را
قلب ِ من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را
منم آن شیخ سیه روز که در اخرعمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 15:48 توسط معصومه
|
ميگويی باران را دوست دارم
اما وقتی باران ميبارد چتر به دست ميگيری!
ميگويی آفتاب را دوست دارم
اما زير نور خورشيد به دنبال سايه ميگردی!
ميگویی باد را دوست دارم
اما وقتی باد ميوزد پنجره را ميبندی!
حالا درياب وحشت مرا
وقتی ميگويی دوستت دارم...
اما وقتی باران ميبارد چتر به دست ميگيری!
ميگويی آفتاب را دوست دارم
اما زير نور خورشيد به دنبال سايه ميگردی!
ميگویی باد را دوست دارم
اما وقتی باد ميوزد پنجره را ميبندی!
حالا درياب وحشت مرا
وقتی ميگويی دوستت دارم...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 15:44 توسط معصومه
|
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺰﺩﺵ ﻣﻴﮕﻪ :
ﺷﻼﻡ ﻋﺸﻘﻢ ﺧﻮﻓﻲ ، ولنتاین میخوای ﺑﻼﻡ ﭼﻲ بخلی؟
پسره میگه : بسته آموزشی بالا بالا تا مثل آدم حرف بزنی!😅😅
چه دوست پسر به فکری داره واقعا.
ﺷﻼﻡ ﻋﺸﻘﻢ ﺧﻮﻓﻲ ، ولنتاین میخوای ﺑﻼﻡ ﭼﻲ بخلی؟
پسره میگه : بسته آموزشی بالا بالا تا مثل آدم حرف بزنی!😅😅
چه دوست پسر به فکری داره واقعا.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 15:26 توسط معصومه
|
دوست پسرم گف یا سوسکارو بخور یا کات کنیم
.
.
فکر کرده میتونه ولنتاین و بپیچونه.
فقط یه کم تلخ بود همین
.
.
فکر کرده میتونه ولنتاین و بپیچونه.
فقط یه کم تلخ بود همین
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 15:24 توسط معصومه
|
به سلامتی اون پسرایی که برا روز ولنتاین باید یه گونی عروسک بخرن
.
.
.
حالا به سلامتی اون دخترایی که توی این روز نمیدونن سر کدوم قرار برن
ما هم که کلاً نمیدونیم ولنتاین چیه.
.
.
.
حالا به سلامتی اون دخترایی که توی این روز نمیدونن سر کدوم قرار برن
ما هم که کلاً نمیدونیم ولنتاین چیه.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 15:23 توسط معصومه
|
مگر می شود برای تخریب روح وقلب واحساس و دنیای یک انسان تنها یک کلمه بگوییم ببخشید
ادمها را بفهمید دل الزایمر نمی گیرد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 15:17 توسط معصومه
|
به خاطر بسپار " ...
زندگی بدون چالش ؛ مزرعه بدون حاصل است.
تنها موجودی که با نشستن به موفقیت می رسد؛ مرغ است.
زندگی ما با " تولد" شروع نمی شود؛
با "تحول" آغاز میشود.
لازم نیست "بزرگ " باشی تا "شروع کنی"،
شروع کن تا بزرگ شوی ...
باد با چراغ خاموش کاری ندارد
اگر در سختی هستی بدان که روشنی .
زندگی بدون چالش ؛ مزرعه بدون حاصل است.
تنها موجودی که با نشستن به موفقیت می رسد؛ مرغ است.
زندگی ما با " تولد" شروع نمی شود؛
با "تحول" آغاز میشود.
لازم نیست "بزرگ " باشی تا "شروع کنی"،
شروع کن تا بزرگ شوی ...
باد با چراغ خاموش کاری ندارد
اگر در سختی هستی بدان که روشنی .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 17:11 توسط معصومه
|
طرف داشت واسه بچه ده سالش توضیح میدادکه:
زمان ما آب نبود ...
گاز نبود ...
تلفن
نبود ...
مایکروفر نبود...
ال سی دی کسی نداشت...
یهو بچه میگه:
داری حال میکنی با ما زندگی میکنیا!!
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 15:10 توسط معصومه
|
برای جنگ
سلاح
اختراع شد.
و
برای صلح و عشق،
شعر.
آمار کشتههای شعر
از سلاح بیشتر شد!
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 18:23 توسط معصومه
|
رفیقِ من :
نقـش یـــک درخــت خشک را
در زنـدگی بازی میکـنم
نمیـدانم که بایـد چشم انتظار بهار باشم
یا هیزم شکن پـیــر .
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 18:22 توسط معصومه
|
شادی سبدی از "عشق" است كه با آن
میتوان به "روح" دست پیدا كرد...
بدون شك یك قلب" شاد"
نتیجه ی قلبی" است كه از "عشق"
برافروخته است .
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 18:22 توسط معصومه
|
عزیزانِ .من
دارم سعی می کنم همرنگ جماعت شوم،آهای جماعت
میشود کمکم کنید؟شما دقیقا چه رنگی هستید؟
دارم سعی می کنم همرنگ جماعت شوم،آهای جماعت
میشود کمکم کنید؟شما دقیقا چه رنگی هستید؟
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 18:21 توسط معصومه
|
ما از قدر وقیمت خود آگاه نیستیم. از گنج بی پایانی که درونمان نهان داریم آگاه نیستیم و چون از این گنج ناآگاهیم.میل و آرزوی چیزهایی کوچک را در سر می پرورانیم. برای چیزهای پست و بی ارزش می جنگیم.بر سر چیزهای پیش پاافتاده با یکدیگر رقابت میکنیم. همین که از زیبایی درونی خویش آگاه شوی. تمام جنگ و دعواها پایان می پذیرند. زندکی آرام و بی تلاطم می شود.زندگی به برازندگی می رسد. تو دیگر به چیزهای بی اساس علاقه مندی نشان نمی دهی .سعی کنیم قیمت خودرا کاهش ندیم .
+ نوشته شده در یکشنبه دهم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 12:46 توسط معصومه
|
تنهایی یعنی ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است , اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است .
+ نوشته شده در یکشنبه دهم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 12:43 توسط معصومه
|
عزیزِ من :
بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهند برد
من تو را در قلبم دارم نه در دنیا .
+ نوشته شده در یکشنبه دهم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 12:43 توسط معصومه
|
کاش بودی و میفهمیدی وقت دلتنگی یک آه چه وزنی دارد!
لطفاهی نپرس دلتنگی چه معنی دارد؟!
دلتنگی معنی ندارد... درد دارد .
لطفاهی نپرس دلتنگی چه معنی دارد؟!
دلتنگی معنی ندارد... درد دارد .
+ نوشته شده در یکشنبه دهم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 12:42 توسط معصومه
|
+ نوشته شده در یکشنبه دهم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 12:5 توسط معصومه
|
خدایا …
از بد کردن آدمهایت شکایت داشتم به درگاهت
اما شکایتم را پس میگیرم …
من نفهمیدم!
فراموش کرده بودم که بدی را خلق کردی تا هر زمان که دلم گرفت از آدمهایت، نگاهم به تو باشد …
گاهی فراموش میکنم که وقتی کسی کنار من نیست ،
معنایش این نیست که تنهایم …
معنایش این است که همه را کنار زدی تا خودم باشم و خودت …
با تو تنهایی معنا ندارد !
مانده ام تو را نداشتم چه میکردم …!
دوستت دارم ، خدای خوب من …
زندگيتون پر از حضور خداوند
+ نوشته شده در یکشنبه دهم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 12:3 توسط معصومه
|