این سکوت بی امان دائم عذابم میدهد
با توام اما غمت غم بی حسابم میدهد
با توام اما غمت غم بی حسابم میدهد
گر نمی خواهی مرا حرفی بزن چیزی بگو
بی تفاوت بودنت دارد عذابم می دهد
هر سوالی میکنم از تو نمی دانم چرا
جای لب چشمان گریانت جوابم میدهد
تشنه ی یک جرعه آبم از لب شیرین تو
جام لبهایت چرا آب از سرابم میدهد
چرخ گردون با تو هست و من به دنبال توام
چرخ گردون گرد غم های تو تابم میدهد
جاده ناهموار و شب تاریک و من شبگرد کور
تکسوار آرزوها کی رکابم میدهد؟
دل بریدم از تو و دارم غم بی مهری ات
این غم بی مهریت چشم پر آبم میدهد
دل درون سینه از نامهربانی ها شکست
لاله ام داغ غمت غمهای نابم می دهد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۵ ساعت 23:29 توسط معصومه
|