زندگی تکرار فرداهای ماست

می رسد روزی که فردا نیستیم...

آنچه می ماند فقط نقش نکوست

نقش ها می ماند و ما نیستیم...



 

در نوبتی دوباره دلت را مرور کن

از غـــم به هر بهانه ی ممکن عبور کن...

گیرم تمام راه تو مسدود شد، بگـــرد

یک آسمان تازه و یک جاده جور کن...

 

کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد
خاطره خشکیه
خاطره خشکیه
اونوقت همه ی خاطراتتو
همونایی که ارزش گرفتن دمپایی پاره هم ندارن
میریختم تو کیسه
و میدادم بهش
و میرفت رد کارش....

 

سن منیم عمروم،دنیام،هرنفسیم سن
هامی بیر طرفه،سن بیرجه کسیم سن
من دیوانه سنسیز اولرم، محو اولارام
سن قلبیمین تک صاحبی،تاج سریم سن
دریای عشقینده گلیپ غرق اولارام من

 

باز باران میچکد از چشم خیسم
با گهر های فراوان قصه ام را مینویسم 

میخورد بر بام گونه اشکای بی درنگم
میچکد بر روی کاغذ لحظه های رنگ رنگم،

یادم آرد روز باران چشم در چشم سیاهش
گردش یک روز شیرین در بلندای نگاهش

شاد و خرم نرم و نازک عاشقی دیوانه بودم
توی جنگل ها پراحساس از نگارم می سرودم

میدویدم همچو آهو گرد قلب مهربانش
میپریدم از لب جوی بلند گیسوانش

میشنیدم از پرنده قصه های مرگ فرهاد
از لب باد وزنده عشق های رفته بر باد

داستان های نهانی گشت بر من آشکارا
راز های زندگانی کرده بودش سنگ خارا

پیش چشم روزگاران دستش از دستم جدا شد
قصه ي عشق من و او خاطراتي برفنا شد.

 


دﻟﺒﺮا ﯾﮏ ﺑﻮﺳﻪ دادی این‌قدر ﻧﺎزت ز ﭼﯿﺴﺖ؟ 
گر ﭘﺸﯿﻤﺎن ﮔﺸﺘﻪاى ﺑﮕﺬار در ﺟﺎﯾﺶ نهم

صائب تبریزی این شکلی مخ میزد، حالا هی برو تو خیابون پیس پیس کن


دانشجویی برگه امتحانی را سفید داد و روی آن نوشت :
سکوتم نشانه ی نداشتن معلومات نیست... آنچه در ذهن من است قابل بیان نیست. 🤔😀



به او مدرکی دادند که در آن نوشته شده بود:


رد شدنت نشانه ی شکستت نیست بلکه شوخ طبعی ات ارزش دیدنت در ترم آینده را دارد..


زن جفففففففر سرقبرش ميگفت: 
کجایی جفففففففر ؟!
یدالله کفش نداره!!! 
فضل الله بلوز نداره!!!
عین الله شلوار نداره !!! 

👈👈😂😂



روح👻 جفففففففر شب مياد به خوابش ميگه:
سکینه 🙆من مردم..نرفتم دٌبي جنس بيارم که !!


ﺯﻥ: ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺩﻭﺳﻢ ﺩﺍﺭﯼ؟ 😢
.
ﻣﺮﺩ: ﺧﯿﻠﯽ 😍
.
ﺯﻥ: ﺑﻬﻢ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻦ😕
.
ﻣﺮﺩ: ﭼﻄﻮﺭﯼ؟ 😕
.
ﺯﻥ: ﺑﺮﻭ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺷﯿﺮ ﺑﺠﻨﮓ😊
.

ﻣﺮﺩ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻣﻦ ﺍﮔﻪ ﺑﺎ ﺷﯿﺮ ﺑﺠﻨﮕﻢ ﻣﻦ ﺭﻭ ﺗﯿﮑﻪ ﺗﯿﮑﻪﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ... 😰
ﯾﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﮕﻮ ! 😕
.
ﺯﻥ: ﺭﻣﺰ ﮔﻮﺷﯿﺖ ﺭﻭ ﺑﺪﻩ 😏 

ﻣﺮﺩ: ﮐﻮ؟ ﮐﺠﺎﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺷﯿﺮ بی همه چیز؟ 

مرده به بچه‌ش میگه:
کلاغه خبر آورده سیگار میکشی ؟؟؟
بچه‌ش میگه:
.
.
مــــن ؟؟؟ 
مــــن سیگار میکشم ؟؟؟
تو خودت معلوم نیست چی کشیدی که با کلاغا حرف میزنی !!!